بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

517

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و موف الاعضا بتخصيص اعضاى رئيسه و بدين جهتها عقد و انعقاد لائق كه موقوف بر مزاج موافق‌ست حاصل نشود و يا سوء المزاج رحم بود و بدان جهت منى و طمث فاسد شوند و توليد و تغذيه جنين را قابل نباشد و اين اغلب از سوء المزاج بارد واقع شود و يا عدم دخول نطفه بود در رحم بواسطهء سده در فم رحم از گوشت زائدى و يا ثولولى يا روئيدن قرحه كه آنجا بوده يا بواسطهء كژى فم رحم از محاذات منفذ سر قضيب در حين انزال و يا بواسطهء اعوجاج قضيب و يا بواسطهء بهم آمدن فم رحم از رسيدن سرما بدان و يا بواسطهء نرسيدن سر قضيب بفم رحم از سبب كوتاهى و يا فربهى مرد يا زن و يا بواسطهء استعلاء زن يا عدم ميل و بدين جهت عقد واقع نتواند شدن چه منى مرد كه مظهر قوت عاقده است ما دام كه با رطوبت منى زن كه مظهر قوت منعقده است مختلفه نگردد و امتزاج حاصل نشود حالتى شبيه بفعل انفحه در شير بظهور رسد چنين صورت بندد و يا سبب ضعف اقتدار رحم بود بر قبول منى و تصرف در آن بسبب موانع چون بواسير رحم و باد داخل آن و ورم صلب كهنه در آن و سده منافذ تغذيه جنين و دوام حيض و خصول رطوبتى لغزاننده در رحم و مزاحمت پيه ثرب يا ورم كهنه اعضاى مجاور كوفته شدن از عظم و طول آلت و صعوبت حركت آن و مشغول بودن طبع بدفع مرضى يا عرضى و يا سرد شدن منى بود در حين بفم رحم بواسطهء زياده بودن درازى آلت از غايت طول مقرر آن كه مقدار عرض يازده انگشت متوسط است و كسب منى برودت درين مسافت و بدين جهت قوت عاقده آن نقصان پذيرد و يا عدم اختلاط هر دو منى بود قبل از قبول كيفيات رحمى كه شرط عقد است بواسطهء سرعت انزال مرد يا زن و يا استعلاى آن با ميل حركت و يا وقوع حركتى عنيف در حين جذب و بازگشتن منى مرد بدان سبب در هر نوبت مباشرت و اشباه اين حالات و بدانكه عاقر را نسبت به ولود اثر پيرى دير پديد آيد زيرا كه تحليلاتى كه ولود را بود از كشيدن حمل و اعراض آن و درد زادن او را نباشد و غذاى او پرورش فرزند در شكم و شير دادن به وى صرف نشود و ليكن امراض را قابلتر بود بواسطهء باقى ماندن فضلات طمثى در بدن و حال ولود بر عكس اينها باشد البته خارج مبحث بود علامات آنچه سبب آن كمى منى بود تدابير سابقه از منقضات منى چون رياضتها قوى و خوردن ترياك و فاقد النسل و امثال اين احوال بدان اجتناب كند و صاحب آن احساس آن